محيط يك شرکت مانند واحد اجتماعي خانواده، نيازمند آرامش و همدلي است که اگر مهم ترين عامل موفقيت آنها نباشد، حتما يکي از مهمترين آنها خواهد بود؛ بنابراين علاوه بر نقشي که کارکنان نسبت به هم دارند، مدير هر مجـموعه نيز بايد اين تـوان را داشته باشد که معايب و مشکلات را بشناسد و با تدبير آنها را حل کند. هميشه اولين و بهترين اقدام براي رسيدن به آرامش، حذف عوامل مشکل ساز نيست. چه بسا اصلاح آنها، الگويي مناسب براي سايرين باشد. با اين مقدمه بايد دانست که همه مديران در حرفه خود با کارکنان مشکل ساز برخورد خواهند کرد؛ زيرا هميشه کارکنان مشکل ساز وجود دارند."
1. چرا کارمندان مشکل ساز اين گونه هستند؟
کارمندان مشکل ساز اين نوع رفتار را ساده ترين روش ميدانند، چون احتمالا در گذشته براي آنها کارساز بوده است. شايد هم بدون آگاهي اين رفتارها را انتخاب ميکنند، زماني در برخورد با کارکنان موفق ميشويد که بتوانيد تاثيرات اين رفتارهاي نامطلوب را کاهش دهيد. اين موضوع مشابه طرز رفتار با کودکان است. مثلا اگر کودکي فرياد کشيد و والدينش به او آبنبات دادند، وقتي اوآبنبات بخواهد چه ميکنند؟ البته که دوباره فرياد ميکشد. اين تشابه دقيقا براي اين نوع کارکنان هم مصداق دارد. زماني که با آنها در محيط کار مخالفت ميشود از عصـبانيت منفجر مي شوند و پس از اين که اطرافيان دست از مخالفت برداشتند، خود را برنـده بازي ميدانند.
يک مدير چگونه مي تواند با اين دسته از کارمندان رفتار کند؟
1- ارزيابي کنيد
ابتدا بايد بدانيم چه زماني برخورد با اين افراد واکنش بهتري دارد. اغلب ضروريست که سريع اقدام کنيد تا وضعيت بدتر نشود. ولي بهتر است قبل از اقدام راجع به آن خوب فکر کنيد. واضح است، وقتي کارمندي با عصبانيت زياد وارد محل کار مي شود بايد عکسالعمل سريع تري نشان داد تا زماني که يکي از آنها به ديگري بياحترامي و شکايت ميکند! به هر شکل بايد وقت مناسبي براي ارزيابي موضوع در نظر بگيريد، چون نميخواهيد مشکل را حادتر کنيد! گاهي کارمندان به دليل اسـترس هاي شغـلي و غيرشغـلي (خانوادگي و غيره) مشکلساز ميشوند و اساسا مشکلساز نيستند.
2- وظيفه خود را انجام دهيد
هميشه بر اساس واقعيت ها و نه شايعه و غيبت، عمل کنيد. فردي که شايعهپراکني مي کند خودش نيز به نوبه خود، کارمندي مشکلساز است. اگر شما با چشم خودتان چيزي را نديده ايد، بيشتر بررسي کنيد. از افرادي که ماجرا را مي دانند توضيح بخواهيد و هرچه را که قبل از اقدام لازم است، جمع آوري کنيد. دقت کنيد خود شما بخشي از مشکل نشويد، چون وقتي خود شما به نوعي مسوول هستيد، آرام و بيطرف ماندن بسيار مشکل است.
3-تصميم خود را گسترش دهيد
شما يک مدير هستيد و ارزش يک تصميم درست را به خوبي ميدانيد. شايد لازم است جايي آرام و خصوصي را براي تصميمگيري انتخاب کنيد. به ياد داشته باشيد که براي مقابله با يک مشکل ابتدا راه حل برگزينيد و سپس اقدام کنيد، هميشه لزومي به واکنش آني و تحريک آميز نيست.
4- با مشکلات روبرو شويد
از مشکلات طفره نرويد. ممکن است اين مساله خوشايندتان نباشد، ولي به هرحال قسمت مهمي از شغل شماست. مشکلات به خودي خود حل نميشوند چه بسا حادتر هم بشوند. تصميم گرفته ايد، پس عمل کنيد.
5- با رفتارها برخورد کنيد نه آدم ها
هدف نهايي پيدا کردن راه حل است نه پيروزي در يک بازي! پس روي رفتارهاي نامطلوب متمرکز شويد نه اينکه با آدم ها نزاع کنيد. به جاي اينکه بگوييد: «شما هميشه دير به محل کار ميرسيد»، بگوييد: «من به افرادي نياز دارم که سر وقت در محل کار حاضر ميشوند». برخي رفتارهاي تند و بدون قصد و نيت منفي را به خودتان نگيريد،به افراد شانس مجدد براي حل مشکلاتشان بدهيد؛ چون اگر آنها احساس مسووليت کنند، راه حل هاي بهتري را در درون خود مي يابند.
6- سعي کنيد دلايل پشت پرده مشکل را کشف کنيد
به دقت به حرفهايشان گوش دهيد. آرام، مثبت و بيطرف باشيد و قضاوت نکنيد. سوالاتتان را به صورت کلي بپرسيد تا فرد نتواند در يک يا دو کلمه پاسخ دهد. صحبت هايش را قطع نکنيد. راحت و آرام پاسخ دهيد و با بيان جملاتي مانند «ميفـهمم چه ميگوييد»، نشان دهيد کاملابه او گوش مي دهيد. اگر منبع رفتارهاي نامطلوب آنها را دريابيد، قطعا بهتر ميتوانيد به راه حل مناسبي برسيد. گاهي نتيجهگيري از اين مواجهه ها بسيار ملايم و با سرعت کمتري اتفاق ميافتد، ولي گاهي ممکن است براي حل يک موضوع به جلسات متعددي نياز باشد.
7-توانايي خود در حل مشکلات را بدانيد
بعضي اوقات رفـع برخي مشکلات به دليل برخي رفتارهاي مبـهم که به وسيله کارکنان سر ميزند، در حدود توانايي شما نيست؛ زيرا ممکن است آنها مشکلات رواني داشته باشند و به يک روانشناس نياز باشد. بدانيد تا چه زماني مي توانيد خودتان شخـصا وارد عمـل شويد و چه موقع بايد از کمکهاي تخصصي ديگران استفاده کنيد.
8- دستيابي به راه حل مناسب
نتيجه آرماني در برخورد با کارکنان مشکل ساز، رسيدن به راه حل توافقي است و مي دانيد اين گونه رفتارها ادامه دارد مگر شما به يک تعامل برسيد. کارکنان لازم دارند بدانند چه رفتارهايي مطلوب و چه رفتارهايي نامطلوبند. بيان آنها به صورت شفاف از سوي مدير، هميشه ايدهآل بوده است. پس مطمئن شويد که کارکنان اين سيگنالها را از سوي شما دريافت کردهاند و پيامدها و نيازهاي آن را درک ميکنند.
مقایسه سازمانهای مدرن وسنتی...ما را در سایت مقایسه سازمانهای مدرن وسنتی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 162